محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1025
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
صنعت آن توتياى هندى دو درم كات هندى چهار درم فلفل دارفلفل زنجبيل نمك هندى از هريك يك درم كوفته و بيخته بانكشت در بيخ دندان بمالند سنونى كه خون امدن بيخ دندان را بر طرف كند و بوى دهان خوش كند و لثه را محكم نمايد صنعت آن شب يمانى پودنهء كوهى كل كز املهء از هريك سه درم عصارهء لحية التّيس كل مختوم ابهل از هريك درمى دارچينى نيم درم كلنار فارسى كل سرخ سعد كوفى سماق مرجان از هريك يك درم كوفته و بيخته سنون سازند [ سنون ديگر كه اكثر امراض اسنان و لثه و فم را نافع است ] سنون ديكر كه اكثر امراض اسنان و لثه و فم را نافع است و زردى دندانها و چرك و كرم و حركت آن را دافع است صنعت آن فوفل سوخته جو سوخته شبت كل سرخ سماق زرشك كلنار فارسى كل ارمنى دمالاخوين كشنيز خشك طباشير سفيد كرويا بزرقطونا كوفته و بيخته سنون سازند [ سنونى كه اسنان مسترخيه را قوت دهد و لثه را سخت كند ] سنونى كه اسنان مسترخيه را قوت دهد و لثه را سخت كند و بوى دهان خوش كرداند و لون دندان را صاف كند و پاك سازد صنعت آن تخم مر و عود كزمازج بورهء ارمنى ابكينهء شامى حنا مرمكى زبد البحر اجزا مساوى كوفته و بيخته سنون نمايند [ سنونى كه دندان را سفيد كند و از چرك پاك نمايد ] سنونى كه دندان را سفيد كند و از چرك پاك نمايد و بوى دهان خوش كند و منع اكله نمايد صنعت آن بورهء ارمنى پوست انار زبد البحر مر صافى شونيز از هريك جزوى كوفته و بيخته سنون نمايند [ سنون منقول از ذخيره بوى دهان را برد و خوش كند ] سنون منقول از ذخيره بوى دهان را برد و خوش كند و بيخ دندان را محكم كند و خون امدن بازدارد و كوشت بن دندان را جلا دهد صنعت آن كل سرخ كلنار فارسى كزمازج شبّ يمانى سماق منقى عدس سرخ از هريك سه درم طباشير سفيد فوفل هندى كف دريا از هريك دو درم كوفته و بيخته در بيخ دندان بپاشند و يك ساعت نكاه دارند و بمالند و بعد از ساعتى دور كنند و پيش از اين سنون سركهء كه كزمازج در آن جوشانيده باشند مضمضه نمايند و اكر خواهند كه كوشت بروياند و بيخ دندان محكم كند سه درم آرد كرسنه در عسل و سركه بريان كرده و سحق نموده در آن زياده كنند و بمالند سنونى كه كوشت بروياند و همان خاصيّت دارد صنعت آن سماق منقى كلنار فارسى شبّ يمانى از هريك چهار درم طباشير سفيد فوفل زبد البحر پوست هليلهء زرد از هريك دو درم كات هندى سعد كوفى از هريك يك درم كوفته و بيخته اول سركه و نمك در دهان نكاه دارند پس بشويند و بعد از شستن بكلابى كه كزمازج در آن جوشانيده باشند مضمضه نمايند [ سنون مجرب از براى قلاع و اكلهء دهان و تاكل اسنان و وجع آن ] سنون مجرب از براى قلاع و اكلهء دهان و تاكل اسنان و وجع آن و عفونت امدن از دهان و اكثر امراض اسنان و دهان صنعت آن تخم مر و حلبه از هريك دو درم كثيرا تخم ريحان از هريك يك درم زرنيخ قلى نيم درم كوفته و بيخته بسفيدهء تخم مرغ سرشته قرص سازند و بخمير كرفته بريان نمايند پس خمير را از آن جدا كرده مرتبهء ديكر نرم كوبيده استعمال نمايند [ سنون منقول از جزو ثانى از قرابادين قانون كه تنقيهء دندان كند و لثه را محكم گرداند ] سنون منقول از جزو ثانى از قرابادين قانون كه تنقيهء دندان كند و لثه را محكم كرداند و بوى دهان را خوش كند و قروح لثه را سود دهد صنعت آن بكيرند نمك اندرانى كوفته بعسل بسرشند و در كاغذى پيچيده بر آتش نهند تا بكردد مثل اخكر از آتش براورده بقطران خاموش كنند آن را يا به شراب ريحانى يا بمى سوسن و بكذارند تا سرد شود و بكوبند و بكيرند از آن يك جزو و از زبد البحر جزوى و بكردانند با اين هر دو دارچينى جزوى مر صافى جزوى رماد شيح سعد از هريك جزوى فقاح سدس جزوى عود قمارى نصف جزوى نبات سفيد سه جزو كافور عشر جزوى كوفته مخلوط سازند و هر صبح بان سنون نمايند سنون نافع از براى لثه و دندانها صنعت آن مازوى سبز در آتش انداخته چون بريان شود در سركه آن را سرد كرده خشك نموده با طباشير سفيد كوفته و بيخته بزرقطونا داخل كرده بر پاى دندانها بپاشند سنونى كه حاجى ابراهيم از مصر نسخهء آن را آورده صنعت آن پوست هليلهء زرد پنج مثقال غنچهء كل سرخ كل خطمى بادزهر معدنى آرد كرسنه كشنيز خشك از هريك دو مثقال كوفته و بيخته سنون نمايند سنون نافع از براى اكلهء دهان و لثه صنعت آن تخم پياز سوخته تخم ريحان از هريك دو مثقال طباشير سفيد عاقرقرحا كافور قيصورى از هريك يك مثقال كوفته و بيخته وقت خواب در دهان بپاشند [ سنون احمر تاليف والد ماجد فقير ] سنون احمر قلمى فرمودهاند كه از قدوة الحكما والد ماجد و استاد فقير است قدس سره كه از براى جميع جوششها و قروح دهان و زبان و حلق و حنجره و مرى و از براى اكله و جوشش جدرى افرنجى در دهان و حلق و قلاع فم هر قسم كه باشد خصوص قلاع خبيثه از براى فساد اسنان و تاكل انها مجرّب است صنعت آن طين مغره نه جزو توتياى هندى يك جزو پس اكر جوششها و قروح تازه باشد توتياى هندى را بريان كنند و الا غير بريان هر دو را نرم كوبيده و بيخته نكاه دارند پس طريق استعمال اين سنون در جوششها حديث فم آنكه بكيرند پوست هليلهء كابلى پوست هليلهء زرد هليله سياه پوست بليله املهء منقى از هريك يك مثقال و بكلاب و آب ليمو بخيسانند پس بپالايند و بكيرند اندكى از آن در پيالهء قهوهخورى و انگشت را بان تر كرده بر روى سنون احمر مذكور كذاشته و بر موضع قروح و بثور دهان و زبان بمالند و سه مرتبه اين فعل را مكرّر كنند و زمانى صبر كنند كه آب از دهان آيد پس دهان را با آب ليمو و كلاب كه هليلجات را در آن خيسانيدهاند بشويند تا اثر سنون احمر زايل شود پس بكيرند سماق منقى طباشير سفيد كاوزبان محرق كشنيز خشك دمالاخوين كات هندى فوفل زر ورد كلنار فارسى سك رامك از هريك يك دانك كوفته و بيخته بپاشند و اكر زمان انتها باشد و حدت ماده فرو نشسته باشد ساذج هندى سليخهء سياه دارشيشعان سعد كوفى دارچينى در اين سنون اخير داخل نمايند و اكر قروح و بثور اتشك در دهان باشد در نقوع هليلجات چوب چينى يك مثقال داخل نمايند و بعد از شستن دهان از سنون احمر يكى از سنونى كه در مرض اتشك ذكر كرده مىشود بر دهان بپاشند و اكر اكله و قروح خبيثه و قلاع خبيث در دهان باشد در نقوع هليلهها برك حنا عاقرقرحا دارچينى مرمكّى جعده كزمازج از هريك يك مثقال جدوار خطائى نمك طبرزد از هريك دو دانك اضافه نمايند و بجاى آب ليمو سركه انكورى و توتياى هندى در سنون احمر خام باشد و بعد از شستن دهان از سنون احمر يكى از سنونات مناسبه كه در اكله و قروح خبيثهء فم و قلاع خبيث ذكر كرده مىشود بپاشند و اكر فساد و تاكل در اسنان باشد عاقرقرحا كزمازج سعد كوفى از هريك يك مثقال نمك طبرزد دو دانك در نقوع هليلجات داخل نمايند و بعد از شستن دندانها از سنون احمر به نقوع مذكور يكى از سنونات نافع از براى فساد تاكل اسنان بپاشند و اكر جوشش و قروح در حنجره و حلق باشد و تازه باشد كشتهء عدس مقشر پوست خشخاش كزمازج برك حنا پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه پوست بليله املهء منقى حضض مكى از هريك يك مثقال در كلاب و آب ليمو جوشانيده صافى نموده به قدر نيم درم سنون احمر داخل كرده غرغره نمايند و اكر با جوشش حنجره و حلق و مرى و قروح اين اعضا سرفه باشد ادويه را باب جوشانيده دو دانك سنون احمر داخل كرده غرغره نمايند بعد از آن زرورى كه مناسب باشد بپاشند و اكر قروح و بثور اتشك در حلق و مرى و حنجره باشد كزمازج عاقرقرحا ساذج هندى سليخهء سياه دارشيشعان برك حنا چوب چينى پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه پوست بليله املهء منقّى زر ورد چوب صنوبر ذكر كلنار از هريك يك مثقال جوشانيده صافى نموده در دو دانك از سنون احمر مذكور داخل كرده غرغره نمايند كه بعون اللّه تعالى نافعست و اكر در قروح عتيقه و خبيثه اعضاى ديكر سواى دهان و زبان و حلق و حنجره و مرى استعمال كرده شود اين سنون نيز نافعست به اين نحو كه بخيسانند در شراب